|
دو سرودهی نو در منقبت امام هشتم(ع)
سيدحسين سيدی/
هر چند که ما خار گلستان شماييم/
ما را نشکستند، که مهمان شماييم/
هرگز نسزد ما به شما عشق بورزيم/
ما شاعر جاروکش ايوان شماييم/
در حسرت گلگشت بهشت از چه بمانيم/
عمری است که شبگرد خيابان شماييم/
هم مورِ به دربار سليمان زده اردو/
هم ريزهخور سفرهی احسان شماييم/
چون آهوی وحشی نگران است نگاهم/
صياد کمين کرده، و حيران شماييم/
نه غصهی امروز و نه دلشورهی فرداست/
در هر دو جهان دست به دامان شماييم/
دلخوش به همينيم پس از مردنِمان هم/
خاکيم ولی خاک خراسان شماييم/
محمد نيک
به پروازند دلها بال در بال کبوترها/
دل من هم به پرواز است دنبال کبوترها/
چو مهرش را به دل داريم و دور از ديدن ياريم/
طلب را نامهها بستيم بر بال کبوترها/
دل بیطاقت ما در تب ديدار میسوزد/
به کوی دوست، پرواز است آمال کبوترها/
صفايی باشد و شوری در اين پرواز عرفانی/
خوشا حال دل عاشق، خوشا حال کبوترها/
سرودن، پر گشودن، در حريم يار بودن را/
چه مشتاقند در اين مُلک، امثال کبوترها/
خدا را شاکرم، شکرانه جان را پيشکش آرَم/
که عمری رشک میبردم به اقبال کبوترها/
پريدن، دانه چيدن در حريم او صفا دارد/
تماشايی است در اين حال، احوال کبوترها/
رهايی، پر زدن، پرواز تا بر بام آزادی/
سزد نامند اگر امسال را سال کبوترها/
بگو با آن که حال عشقبازان را نمیداند/
جهان از آن تو باشد، حرم مال کبوترها/
|