خانه » امام رضا » كتابنامه » متن كتاب » امام رضا (ع) در رزمگاه اديان
   خدمات
   راهنماى زائر
   اوقات شرعى
   اخبار
   آب و هوا
   صوتى و تصويرى
   نقشه سايت
   زيارت از راه دور
   درباره ما
   تماس با ما
   بازديد از دفتر يادبود
   ارتباط سبز
   آلبوم يادگارى
   جستجو


فرجام
بر اساس آن چه گذشت، ديديم كه در توجيه و تعليلِ سفر امام رضا عليه السلام و پذيرش ولايتعهدى ، بيشتر اين تمايل در كار بوده كه به نحوى امام رضا عليه السلام را از هر گونه پيرايه همكارى با حاكم ظالم عبّاسى ، مبرّا نشان دهند. اين رويكردـهم چنان كه در نوشتارِ حاضر گذشتـاگر دستاوردِ تحقيق در منابع تاريخى باشد، بى گمان درست و به حقّ است؛ ليكن مع الاسف چنان افتاده كه گرايش به تبرئه امام عليه السلام، بر كنكاش در گواهى ها تقدّم پيدا كرده و چنان افتاده كه حضرتش منفعلانه ناچار به قبولِ ولايتعهدى شده اند.
اين نحوه برخورد با موضوع، همان گفتمانِ نوحه گرايانه اى است كه پيشتر از غلبه اش بر نگرش آگاهانه گلايه داشتم. امّا، شاهدي كه مى تواند استيلاى گفتمانِ نوحه گرايانه در قضيه امام رضا عليه السلام را بيش از پيش نشان دهد، شيوه اى است كه در بيشترِ كتابها، شرح زندگانى امام رضا عليه السلام، پس از مناقشه اى بر سَرِ هنگامش تولّدِ ايشان و نام مادرشان، با دعوتِ مأمون و رخداد ولايتعهدى آغاز مى شود، بى آن كه به وقايع زندگانى حضرتش در فاصله اين دو رويداد اشاره اى گردد. شايد در ابتدا به نظر برسد كه قلّتِ منابع، موجب اين كاستى هستند، در حالى كه به هيچ روى ي چنين نيست و در روايات، شرحى از مناظرات امام رضا عليه السلام در بصره و كوفهـمشابه آن چه بعدها در مرو گذشتـوجود دارد.
در واقع، سالها پيش از به قدرت رسيدنِ مأمون، امام رضا عليه السلام در سفرى به بصره و كوفه، مناظراتى مفصّل با علماى اديانِ مختلفـاز يهودى و مسيحى گرفته تا معتزله و زرتشتى و حتى هندوـداشتند؛ و انعكاسى فوق العاده پديد آورده بود. در واقع همين شهرت بود كه سبب شد فضل بن سهل در آن نامه اى كه از سوى مأمون به امام رضا عليه السلام نوشت، دليل دعوت به مرو را، پاسخ گويى به ابهامات مسلمانان عنوان كند.
به عبارت ديگر، اگرچه برگزارى جلسات مناظره با علماى اديان، براي مأمون حكم يك مانور سياسى بديع را داشت، ليكن در چشم اندازهاى امام رضا عليه السلام، پاسخگويى به ابهامات و راهنمايى ِ پرسشگران، امر مسبوق به سابقه و يك رسالتِ اصيل مى نمود كه هيچ ربطي به سياست و سياستمدارى نداشت.
به اين ترتيب، مأمون كه در پى كسب وجهه اي متفاوت با نياكانش بود و مشروعيّتى نوين را طلب مى كرد، بر آن شد تا از مرتبتِ علمى ِ امام رضا عليه السلام به سودِ هدفش بهره گيرد. او در عين حال اميد مى ورزيد كه با ولايتعهدى امام عليه السلام، فضاى سياسى داخلى را چندان وهم آلود كند كه مخالفانش دچار سردرگمى و تشتّتِ هر چه بيشترى شودند. اين گونه هم شد، هم عبّاسيان و هم علويانِ انقلابي دچار تفرقه اى شديد شدند. با اين وصف، آن مشروعيّتى كه مأمون از قِبَلِ وليعهد كردنِ امام رضا عليه السلام طلب مى كرد، حاصل نيامد و اين به زيركى حضرتش باز مى گردد كه با اتّخاذ اين تاكتيكهاى هوشمندانه، تمام نقشه هاى مأمون را نقش بر آب كردند:
1) امام رضا عليه السلام در وقت خداحافظى از مدينه چنان عمل كردند كه همگان بر عدم اخلاص مأمون، و بى اطمينانى امام عليه السلام به او، واقف شدند.
2) امام رضا عليه السلام در پذيرش ولايتعهدى نه فقط هرگونه اختيارِ اجرايى را از خود سلب كردند، بلكه هم چنين علناً فرجام ناخوش آن را آگهى دادند.
3) امام رضا عليه السلام در مناظره با علماى اديان، نه فقط از هرگونه موضعگيرى يى كه به نفع دولت مأمونى تمام شود، احتراز كردند؛ بلكه در مواردى با اثبات نبوّت پيامبر اكرم صَلَى اللهُ عَليهِ وَاله وَسَلَم و طرح آشكار مسأله اهل بيت، نتيجه خلاف انتظارِ مأمون را به ارمغان آوردند.
4) سندِ احاديثى كه امام رضا عليه السلام روايت مى كردند، به شكل منحصر به فردى ، اكثراً به صورت سلسله اى از نياكانشان بود كه نهايتاً به حضرت محمّد صَلَى اللهُ عَليهِ وَاله وَسَلَم، جبرائيل و خداوند، ختم مى شد. به اين ترتيب با نقل هر حديثى ، امام رضا عليه السلام طعنى بر مأمون وارد مى كردند و زمينه هاى مشروعيّت خواهى او را ويران مى نمودند.
با اين مانورهاى بسيار زيركانه، امام على بن موسى الرّضا عليه السلام نه فقط از كمند حيله هاى مأمون گريختند، بلكه از فرصت پيش آمده در مرو، به نفع ديانت اسلامى و براى توسعه باورهاى اصيلِ شيعى ، بهره بردارى كردند: و اين امامى است كه به حقّ مى توان او را فاتحِ «رزم گاه اديان» دانست.

بخشى از كتاب امام رضا عليه السلام در رزمگاه اديان
نوشته سهراب علوى


  «« صفحه قبلى 1 2 3 4 5   


Copyright © 1998 - 2010 Imam Reza (A.S.) Network, All rights reserved.