1396/7/17
آمدم ای شاه، پناهم بدهخطّ اَمانی ز گناهم بدهای حَرمَت ملجأ درماندگاندور مَران از دَر و، راهم بدهای گُل بی‌خارِ گلستانِ عشققُربِ مکانی چو گیاهم بدهلایقِ وصلِ تو که من   ادامه..
1396/5/30
تو یادگار هفتمین سپیده‌ای شُکوهِ ماندنی‌ترین قصیده‌ای اشارَتی زبیکرانِ روشنیکه از دیارِ بی‌نشان رسیده‌ایستاره حریمِ سبزِ فاطمهز بی‌نهایتِ خدا   ادامه..
1396/5/30
همیشه از حَرمت بوی سیب می‌آید صدای بالِ ملائک عجیب می‌آید!  سلام، ضامن آه! دلِ شکسته من به پای‌بوسِ نگاهت غریب می‌آید  نگاهِ زخمیِ تو تا بقیع   ادامه..
1396/5/30
حتما اگر دوباره زمین را بنا کنند باید تو را از عالم و آدم سِوا کنند ما آدمیم یا که شما؟ این درست نیست باید حساب ما و شما را جدا کنند حتی کبوتران همگی خوب واقف‌اند در   ادامه..
1396/5/30
نمره صندلی‌اَم باز در آمد، هشت است ساعتِ رفتنِ من نیز به مشهد هشت است همه‌جا مَضربی از هشت و به تختِ اعداد آن که امروز نشسته است به مَسنَد، هشت است بین ما مردمِ   ادامه..
1396/5/30
تا ملائک همه، پَر را حَرَکت می‌دادند دور تو، قُرص قمَر را حرَکت می‌دادند به طواف تو زمین بار دگر می‌چرخَد چون که خُدّامِ تو دَر را حرَکت می‌دادندپرچم و   ادامه..
1396/5/30
طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس نموده انفسِ آفاق را قرینِ سرور شَهی که نفسِ نفیسش بوَد اَنیسِ نفوس تبارکَ الله از این روزِ اَسعدِ میمون که   ادامه..
1396/5/30
اين بارگاه کيست؟ که بر آستانه‌اش جبريل شد کبوتر و خورشيد دانه‌اش  فَوج فرشته می‌پرَد از قُبّه زَرش موج ستاره می‌چکد از آستانه‌اش  از رفعتِ   ادامه..
1396/5/30
اَلا که در قحط‌سالِ درمان، گذر زِ دارالشّفا نداری چرا نجویی طبیبِ دردی؟ که درد داری دوا نداری!  طبیب آن‌جا و مَرهَم آن‌جا، رهِ مداوا فراهم آن‌جا   ادامه..
1396/5/30
دوباره آمده‌ام تا دوباره جان گیرم به درگهِ تو به اشک رَوان، روان گیرم  دوباره آمده‌ام تا که کام دل بدهم به بوسه‌ای که از این عرش آستان گیرم  دوباره   ادامه..
Copyright @ 1998 - 2017 Imam Reza (A.S) Network , All rights reserved.